خرید بک لینک

از :(فعل امر) له کن- تحقیر کن

ازا جزا : آزار و اذیت -

زبان مردم باروق(قسمت سی ودوم)  آنا دیلینده سوزلریمیز:(بخش  هفدهم حرف

اَزبَر: حفظ-

ازبرلتمح : وادار به حفظ کردن نمودن

ازبرلتدیرمح : وادار به حفظ کردن نمودن از طرف دیگری

ازبرلنمح : از حفظ شدن – از برشدن

ازبرله مح: حفظ کردن–

ازبر له مح: حفظ کردن –

اَزَخ : له کنیم – تحقیر کنیم

ازدیر : (فعل) لوسش کن – بوسیله دیگری لهش کن -بوسیله دیگری تحقیرش کن

ازديرمح : لوس كردن- موردتحقيرقراردادن-له گردانیدن له کردن-لوس کردن

ازر : له می کند – تحقیر می کند

اَززَل:ابتدا –اول- آغاز

اززَلدَن : از آغاز -از ازل – از ابتدا

اَززَلدَن –اَبَدَ: از ازل تا ابد

اززلیندن : از ابتدایش – از آغازش

ازگیل) əzgil :اسم( ازگیل

ازگين: له‌شده

ازمَح: له کردن- مچاله کردن، چلاندن، فشردن-له کردن- کوبیدن =-سخت کتک زدن – تحقیر کردن - خرد کردن – بصورت خرد و پودر در آوردن

اَزَن: له کننده -وسیله ای که برای له کردن بکار می رود- مانند اَت اَزَن: گوشت کوب

ازیح : له-له گشته- خرد شده –

ازیشدریلمح :کوبیده شدن- کتک زده شدن

ازیشدیرمح: لح و لورده کردن-

ازیل: خودت را لوس کن- خودت را تحقر کن - له شو

ازیلدیلر: له شدند – لوس شدند

ازیلگن :له شدنی- لوس و ننر

اَزیل لَن: خودتو لوس کن

ازيللنمَح :خود را لوس کردن

ازیلمح : خود را لوس کردن- خرد شدن – لوس شدن – تحقیر شدن- له شدن – عشوه کردن – غمزه کردن

ازیلمَخ : لوس شدن – له شدن

اَزیلمه: (فعل نهی )خودترا لوس نکن

ازيلميش: له شده

ازیم : له کنم

ازینیح : له شده

اژداها: ( اسم ) اژدها

اژنبی : اجنبی – بیگانه

برچسب: نویسنده: رویا قاسمی‌پور تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 21:50

صفحه بندی